بانوان فراموش‌شده‌ی ایرانی

وجود احکام تبعیض‌آمیز و فضای زن‌ستیزانه در جمهوری اسلامی، در سال‌های اخیر باعث فرار عده‌ای از زنان ایرانی به خارج از کشور شده است؛ زنانی که از احقاق حقوق انسانی محروم هستند، با آرزوی داشتن امنیت خاطر و دستیابی به حقوق خود و زندگی در امنیت، راهی خارج از کشور می‌شوند؛ بیشترین تجمع زنان ایرانی فراری از ذهنیت و احکام تبعیض‌آمیز و خشن جمهوری اسلامی در ترکیه مستقر هستند. بیشتر این زنان تنها یا به همراه کودکانشان زندگی می‌کنند. انتخاب ترکیه برای گذار به کشورهای غربی و یا ایجاد زندگی انسانی در آنجا، به خاطر دفتر امور پناهندگان سازمان ملل متحد، عدم درخواست ویزای ترکیه برای خارجیان و شرایط آسان دریافت اقامت در ترکیه است. با این حال، زنان و بانوان هم‌میهن در دورانی که در ترکیه بسر می‌برند- با وجود قوانین برابر برای زنان و مردان، معیارهای حقوقی نوین در قوانین خانواده و اشتغال و ازدواج در ترکیه، با مشکلاتی مواجه هستند؛ نبود حمایت مالی از پناهندگان و بی‌پناهی در کشوری دیگر- گرفتاری در فضاهای ناشناخته و غیرمسئولانه‌ای که در شرایط کاری و اجتماعی گریبانگیر آنان است، از مشکلاتی است که برای بانوان ایرانی ساکن در ترکیه وجود دارد.

می‌دانیم که کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل متحد در ترکیه چند سالی است که شعبه خود را در ترکیه بسته است. پرونده درخواست پناهندگی کسانی که در این سازمان ثبت کرده‌اند، به اداره مهاجرت ترکیه منتقل شده و امور مربوط به مهاجران و پناهندگان تازه‌وارد، طبق قوانین سازمان ملل متحد بر عهده اداره مهاجرت ترکیه قرار گرفته است؛ لازم به یادآوری است که این اداره زیرمجموعه وزارت کشور ترکیه بوده و مطابق با قوانین این کشور به امور پناهندگان و درخواست کنندگان اقامت رسیدگی می‌کند. در چنین شرایطی، زیادی پرونده‌ها و کندی کار رسیدگی به درخواست‌های پناهندگی پیشین و اقامتی جدید، فشارهای اجتماعی- روانی و بهم‌ریختگی معیشت و گذران زندگی را برای بانوان ایرانی در ترکیه فراهم ساخته است.

با وجود این مسائل، زنان ایرانی سرپرست خانوار و تنها در ترکیه دچار مشکلات تازه‌ای می‌شوند؛ مسائلی چون عدم امنیت شغلی- تأمین هزینه‌های زندگی و عدم حمایت‌های قانونی و حقوقی از آنان- به خاطر خارجی بودن در ترکیه، بی‌توجهی فعالین سیاسی و اجتماعی ایرانیان خارج از کشور و وجود جاسوسان رژیم جمهوری اسلامی، زنان ایرانی را دچار گرفتارهای اجتماعی و روانی می‌کند.

همانطور که اشاره کردم، زنان ایرانی با وجود مشکلاتی که دارند، به امید دستیابی به زندگی توأم با امنیت و آرامش در آرزوی ایجاد زندگی بهتر در ترکیه و یا کشورهای دیگر، جزو فراموش‌شدگان ایرانی هستند که در برزخ خشونت زن‌ستیزانه جمهوری اسلامی ایران و آینده مبهم ورود به کشوری دیگر، در بلاتکلیفی زندگی می‌کنند.

اکنون که بخشی از خشونت‌های داخل ایران علیه زنان کشورمان در رسانه‌های جمعی و مجازی مطرح شده است، جای دارد که درباره وضعیت تأسف‌بار زنان گرفتار در ترکیه و کشورهای دیگر هم اطلاع‌رسانی شده و به تناسب وضعیت زندگی و حساسیت موقعیت آنان، راهکاری بر اساس قوانین حقوق بین‌الملل و با کمک و همکاری فعالین حقوق زنان و تشکل‌های اپوزیسیون اندیشیده و عمل شود. تردیدی نیست که بانوان فراموش شده خارج از کشور به خاطر وجود احکام و اعمال خشونت‌آمیز و ضد زن ناچار به دوری از سرزمین ملی و وطن خودشان شده‌اند و بایسته است که صدای آنان شنیده شود.

برگرفته از کیهان لندن