آزادی ایران تنها با تغییر حکومت به دست نمیآید؛ آیندهای آزاد زمانی ساخته میشود که از امروز، رواداری، قانونمداری و احترام به تکثر سیاسی را در رفتار خود تمرین کنیم.
چهار دهه مبارزه نیروهای مشروطهخواه و آزادیخواه بر چند اصل بنیادین استوار بوده است: حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران، گذار از استبداد دینی، برپایی حکومتی دموکراتیک و سکولار، حاکمیت قانون و تضمین حقوق برابر شهروندان. این اصول تنها شعارهایی برای فردای پس از جمهوری اسلامی نیستند؛ آنها باید معیار سنجش رفتار سیاسی ما در همین امروز باشند.
آزادی ایران؛ هدف مشترک و مسئولیت مشترک
طیفهای گوناگون اپوزیسیون ممکن است درباره شکل نظام آینده، راهبرد گذار یا اولویتهای سیاسی اختلاف نظر داشته باشند. وجود این اختلافها در یک جامعه متکثر طبیعی است. مسئله زمانی آغاز میشود که رقابت سیاسی جای خود را به دشمنی، حذف، تخریب شخصیت و انکار حق حضور دیگری بدهد.
تمرکز اصلی باید بر رهایی کشور از استبداد، حفظ منافع ملی و پشتیبانی از مبارزان داخل ایران باقی بماند. هر اقدامی که نیروهای آزادیخواه را از این محور دور و انرژی آنان را صرف منازعات فرسایشی کند، عملاً فاصله با هدف اصلی را افزایش میدهد.
رواداری؛ نه عقبنشینی، بلکه بلوغ سیاسی
رواداری به معنای کنار گذاشتن باورها یا چشمپوشی از نقد نیست. رواداری یعنی به رسمیت شناختن حق دیگری برای داشتن اندیشهای متفاوت، در حالی که گفتوگو و نقد در چارچوب اخلاق، قانون و احترام متقابل ادامه پیدا میکند. جامعه دموکراتیک از توافق کامل ساخته نمیشود؛ از توانایی مدیریت مسالمتآمیز اختلافها ساخته میشود.
اگر نیروهای سیاسی امروز نتوانند در برابر اختلافها خویشتنداری، مسئولیتپذیری و احترام نشان دهند، چگونه میتوانند فردا مدعی ساختن حکومتی شهروندمحور و پاسخگو باشند؟ کیفیت رفتار سیاسی امروز، تصویری از شیوه کشورداری فردا ارائه میکند.
مرز میان نقد و تخریب
نقد سیاسی برای پویایی هر جنبش ضروری است. اما تبلیغات خصمانه، اتهامزنی بیسند، حذف رقیب و تبدیل فضای رسانهای به میدان تسویهحساب، نقد نیست. چنین رفتاری اعتماد عمومی را تضعیف میکند و به پراکندگی نیروهایی میانجامد که در اصولی مانند آزادی، حقوق بشر، تمامیت ارضی و حاکمیت قانون اشتراک دارند.
همبستگی ملی نیز به معنای یکسانسازی سیاسی نیست. همبستگی یعنی توافق بر قواعد مشترک: نفی خشونت، احترام به رأی مردم، پاسداری از یکپارچگی ایران، پذیرش تکثر و انتقال رقابتها به ساختارهای قانونی و دموکراتیک.
ملیگرایی فرهنگی و حقوق شهروندی
ایرانگرایی زمانی نیرویی سازنده است که با حقوق برابر شهروندان، تنوع فرهنگی و مسئولیت مدنی پیوند بخورد. دفاع از هویت ملی و تاریخ ایران نباید به حذف تفاوتها منجر شود؛ بلکه باید چارچوبی برای تعلق مشترک همه ایرانیان فراهم آورد.
گذار پایدار زمانی ممکن است که آزادیخواهی، ملیگرایی فرهنگی و قانونمداری در کنار یکدیگر قرار گیرند. هیچیک به تنهایی برای ساختن آینده کافی نیست. آزادی بدون قانون میتواند به بیثباتی برسد، قانون بدون آزادی به ابزار اقتدارگرایی تبدیل شود و ملیگرایی بدون حقوق شهروندی از هدف همبستگی دور بماند.
ایران آینده از رفتار امروز آغاز میشود
مبارزه با جمهوری اسلامی تنها مخالفت با یک ساختار حکومتی نیست؛ تلاشی برای جایگزین کردن فرهنگی سیاسی است که در آن آزادی اندیشه، مسئولیتپذیری، قانونمداری و احترام متقابل بر انحصارطلبی غلبه کند.
ایران آزاد را نمیتوان با روشهایی ساخت که خود بازتاب همان فرهنگ حذف و استبداد باشند. تمرین دموکراسی باید پیش از دستیابی به قدرت آغاز شود. هر گفتوگوی مسئولانه، هر نقد منصفانه و هر تلاش برای همکاری بر سر اصول مشترک، گامی در مسیر ساختن آینده است.
آینده سیاسی ایران از همین امروز و از شیوه مواجهه ما با یکدیگر آغاز میشود.
این نوشته بر پایه دیدگاه دکتر نادر زاهدی تنظیم و برای انتشار در وبسایت بازآرایی شده است. نسخه نخست مقاله در ۱۰ آبان ۱۴۰۵ در بخش دیدگاه کیهان لندن منتشر شده است.

