نامه حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) به جو بایدن در گفت و گو با دکتر نادر زاهدی معاون دبیرکل حزب

نامه حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) به جو بایدن

در گفت و گو با دکتر نادر زاهدی معاون دبیر کل حزب مشروطه ایران

اختر قاسمی

اخیرا در وبسایت حزب مشروطه ایران نامه ای به زبان انگلیسی با امضای چند تن از مسئولین و اعضای حزب مشروطه ایران و ده ها فعال منفرد سیاسی خطاب به جو بایدن انتشار یافت. از آنجا که ترجمه فارسی این نامه هم زمان منتشر نشد، ترجمه های گوناگونی در فضای مجازی از این نامه پخش شد که زمینه را برای دامن زدن به سوءتفاهم ها بیشتر کرد. ترجمه فارسی نامه ده روز پس از انتشار انگلیسی آن در وبسایت فارسی حزب مشروطه منتشر شد. در این فاصله موجی از انتقادات و مخالفت های بخشی از نیروهای اپوزیسیون به سوی حزب مشروطه ایران سرازیر شد. به همین دلیل رسانه اخترنیوز با یکی از مسئولین حزب مشروطه ایران، آقای دکتر نادر زاهدی معاون دبیرکل حزب به گفت و گو نشست و پرسش هایی مطرح کرد.

– جناب آقای دکتر زاهدی هدف شما از نوشتن چنین نامه ای چه بود؟

همان طور که در متن نامه هم آمده است، حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) به همراه جمعی از وطن پرستان ایرانی، با ارزیابی حساسیت شرایط سیاسی و دیپلماتیک ایران و اظهار نظرهایی که از سوی کاندیدای دمکرات ها آقای جو بایدن در کارزارهای انتخاباتی در خصوص روابط با جمهوری اسلامی بیان داشته بود، به این جمع بندی رسید که مواضع خود را با نامه ای به ایشان اطلاع دهد. در این نامه ما اشاره داریم به دغدغه هایی که مخالفان رژیم جمهوری اسلامی در خصوص کشورمان دارند. در بخشی آمده است «یکی از نگرانی‌های عمده ما کارنامه اسفناک رژیم کنونی ایران در زمینه حقوق بشر است و تهدیدی که متوجه صلح و امنیت جهانی، آرامش و پایداری خاورمیانه و منافع ملی آمریکا می‌کند، آمریکا کشور بزرگی که بسیاری از ما آن را خانه (دوم) خود می‌دانیم.» بنابراین حساسیت ملی ما نویسندگان این نامه تنها سرنوشت و چارچوب سرزمین ایران است.

اولین هدف ما رساندن صدای اعتراضات و مخالفان رژیم به گوش ایشان بود که در داخل برنامه های انتخاباتی از ایجاد ارتباط با جمهوری اسلامی و بازگشت به برجام سخن گفته بودند. در واقع ما می خواستیم به ایشان وجود مخالفان و ایران پرستانی را یادآوری کنیم که نماینده ایرانی غیر از جمهوری اسلامی هستند و در صدد ایجاد نظامی دمکراتیک و حقوقی در ایران هستند. بر این اساس در آن نامه نوشته ایم «در مقام نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در پی آن هستیم که باب گفتگو را درباره سیاست آمریکا در برابر رژیم ایران باز کنیم و نشان بدهیم چگونه جامعه ایران ساکن غرب می‌تواند به تغییر رویکرد آمریکا به ایران کمک کند. ما آرمان‌های بزرگی برای ایران و مردمش داریم و مشتاقانه خواهان آن هستیم که گفتگویی استوار را به امید دستیابی به آن آرمان‌ها آغاز کنیم.» در اصل نویسندگان نامه احساس کردند که از این فرصت به دست آمده در راستای تبیین و روشنگری اهداف دمکراتیک و ملی خود استفاده نموده و ماهیت ضدمردمی و غیر دمکراتیک ایران جمهوری اسلامی را به نامزد انتخاباتی حزب دمکرات آمریکا اطلاع دهیم.

– حزب مشروطه این  نامه را به زبان انگلیسی در وبسایت انگلیسی خود منتشر کرد بدون اینکه فارسی نامه را  برای ایرانیان منتشر کند، برای همین هم ترجمه های گوناگون نامه بیشتر به سوتفاهم ها دامن زد، چرا از ابتدا برای آگاهی مردم همزمان فارسی آن را هم منتشر نکردید؟ 

حزب مشروطه ایران مسئول ترجمه هاى اشتباه دیگران نیست که به منظور مقاصد سیاسى ضد ما انجام مى گیرد. ترجمه فارسى و رسمى این نامه چند روز دیرتر در فضاى مجازى پخش شد. تجربه نشان داده است که نامه نگارى ها به مراجع خارجى باید اول به زبان خودشان نوشته و بعد به فارسى ترجمه شوند.

– چرا حزب مشروطه به مقامی در امریکا نامه می نویسد که فعلا فقط کاندیدای ریاست جمهوری است و هنوز بر مسند کار نیست. شما با این نامه در واقع پیروزی او را حتمی دانستید و مدام به او می گویید که مثلا دولت شما باید در ارتباط با جمهوری اسلامی به نقص حقوق بشر و یا حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم و …. توجه کند؟ به نظر شما در عرف سیاست بین المللی این به چه معناست؟

همان طور که از محتوای نامه پیدا است، نویسندگان این نامه جو بایدن را که نامزد حزب دمکرات آمریکا برای انتخابات ریاست جمهوری در ماه های آینده است، خطاب قرار داده اند. از مهم ترین دغدغه های ما این بود که عملکرد باراک اوباما را به جو بایدن یادآوری کنیم و این نکته را در روی میز او که بازگشت به برجام و برقراری رابطه دیپلماتیک با رژیم را جزو برنامه های خود اعلام داشته است گوشزد کنیم که وطن پرستان ایرانی در راستای منافع ملی ایران از این گونه رفتار و برخورد آگاهی دارند و آن را رصد می کنند. بنابراین ما پیروزی ایشان را فرض نگرفته ایم. هم چنین نامه نگاری به شخصیت های سیاسی اعم از روسای جمهوری یا کاندیدهای احتمالی که از افراد مطرح در سیاست و دیپلماسی هستند، عرف پذیرفته شده ای است و یکی از راهکارهای مبارزاتی بشمار می رود. 

– چرا در نامه هیچ اشاره ای به حمایت حزب دمکرات از ابتدای ورود انقلابیون اسلامی نشده؟ چرا هیچ جا گفته نشد که مردم ایران مخالف سیاست های حزب دمکرات امریکا هستند و بنوعی سرخورده شدند؟

 اتفاقا در بخشی که به جو بایدن یادآوری شده سیاست های اوباما را در پیش نگیرد، این مساله مورد اشاره شما هم مدنظر بوده است. وقتی ما به مبارزات معترضان در داخل ایران در مقاطع مختلف تاریخی اشاره می کنیم، در واقع به نوعی آگاهی مردم ایران از سیاست های حزب دمکرات را یادآور می شویم. همان طور که خودتان هم اشاره کردید، ایشان فعلا رئیس جمهور آمریکا نیستند که مساله مذهبی ها را مطرح کنیم. ما اولویت های مبارزاتی و دیپلماتیک را در نظر داشتیم که بیان کردیم. 

– در بخشی از نامه به مساله برجام و موقعیت خطرناکی که برنامه های هسته ای رژیم برای ایران به وجود آورده است، اشاره کرده اید. فکر می کنید جو بایدن در رابطه با برجام دقیقا سیاست اوباما را پیش ببرد و یا حتی فراتر از آن؟

بله، در نامه به برخوردهای رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده آمریکا، باراک اوباما، که از حزب دمکرات بوده اشاره شده و ضمن یادآوری آن سیاست ها که به ضرر ایران و منافع ملی ایرانیان بود، از جو بایدن خواسته شده که حساسیت های ایرانیان مخالف را مدنظر داشته و راه اشتباهی که اوباما رفته را در پیش نگیرد. در اشاره به این مساله در نامه نوشته شده است «دولت پرزیدنت اوباما در پی آن بود که با توافق برجام، تکاپوی رژیم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را کُند کند، و امیدوار بود که این توافق رفتار جمهوری اسلامی را دگرگون سازد. این انتظارات هرگز برآورده نشد. سود مالی که از این توافق به رژیم رسید، بجای آنکه صرف بهبود حال و روز ایرانیان شود، برای ماجراجویی‌های رژیم در منطقه خاورمیانه و حمایت از گروه‌های تروریستی خرج شد. خروج پرزیدنت ترامپ از برجام حقیقتا توانایی رژیم را در ماجراجویی‌های شوم خارج از مرزهای ایران محدود کرده است. اما درست همانند پرزیدنت اوباما، پرزیدنت ترامپ نیز در پرداختن به اصلی‌ترین بخش یک سیاست اصولی و محکم در برابر رژیم کوتاهی کرده است، و آن همانا پرداختن به درد و رنج مردم ایران زیر ستم جمهوری اسلامی است.»

– در بخشی از نامه به مبارزات داخل ایران و خصوصا اعتراضات آبان ماه و برخورد خشن رژیم جمهوری اسلامی اشاره شده است، در این رابطه حتی خود وزارت خارجه امریکا و عفو بین الملل هم بارها اشاره کرده و منتقدین معتقدند توضیح واضحات بوده، شما چه میگویید؟ 

شکی نیست که اولویت اصلی و اول ما، مسایلی است که در داخل ایران اتفاق می افتد. در چند ماه اخیر ماشین سرکوب جمهوری اسلامی خشن تر و سرکوب گرتر از قبل وارد میدان شده است. کسانی که در داخل هستند در موقعیتی خط مقدم قرار دارند، اما ماها که در خارج از ایران هستیم، باید اطلاع رسانی و آگاهی دهی به مجامع بین الملی و شخصیت های حقیقی و حقوقی و سیاسی را در دستور کار خود قرار دهیم. به همین منظور در بخش هایی از آن نامه سعی داشتیم به اطلاع جو بایدن برسانیم که در صورت انتخاب به ریاست جمهوری آمریکا، با رژیمی در ایران طرف خواهد شد که به هیچ معیار انسانی و حقوقی پای بند نیست و شهروندان ایرانی را بی محابا به چوبه های اعدام و مراکز شکنجه کشانده است. بر این اساس ما در نامه نوشته ایم «کارنامه رژیم جمهوری اسلامی به ویژه در زمینه حقوق زنان و کودکان دهتشناک است. این رژیم درواقع تبعیض و بهره‌جویی از این دو گروه را نهادینه کرده است. سرگذشت رومینا اشرفی شاید شما را به عنوان یک پدر تحت تاثیر قرار دهد. بهار امسال، رومینا، دختری چهارده ساله، به دست پدرش با یک داس در «قتلی ناموسی» کشته شد در حالی که قوانین جمهوری اسلامی که بر پایه احکام شریعت مبتنی است، قاتل او را تا حدود زیادی از مجازات معاف می‌کند. رسانه‌ها در ایران گزارش دادند که پدر رومینا پیش از قتل او با یک وکیل مشورت کرده بود تا خیالش آسوده شود که قوانین به او اجازه «قتل ناموسی» را می‌دهد. درباره زندگی و قتل ندا بسیاری نکات ناپذیرفتنی وجود دارد: از اینکه رژیم جمهوری اسلامی آمار «قتل‌های ناموسی» را اعلام نمی‌کند گرفته تا اینکه قوانین شرعی پدری را که مرتکب قتل فرزندش شود، با کمترین مجازات آزاد می‌کند. در ایران حداقل سن ازدواج ۱۳ سال است و رومینا در دستان پدرش همچون مایملکی بود که هرگونه بخواهد با او رفتار کند. فریادهایی که از درون و بیرون ایران برای غیرقانونی کردن ازدواج کودکان بلند می‌شود، بر گوش‌های کر رژیم کارگر نمی‌افتد.»

– برخی از نیروهای اپوزیسیون به شما انتقاد می کنند که شما در واقع خود را تنها نمایندگان برون مرز می دانید، آیا شما برای نوشتن چنین نامه ای با دیگر سازمان ها یا افراد منفرد اپوزیسیون تماسی گرفتید و نظر خواستید؟ مثلا با شاهزاده رضا پهلوی؟

اولا این که راه نامه نگاری برای همه افراد، احزاب، تشکل ها و مخالفان جمهوری اسلامی باز است و نامه نگاری به منزله انحصار آن نیست. بنابراین ما به عنوان بخشی از اپوزیسیون این رفتار و تصمیم را سنجیده و سپس مبادرت به نامه نگاری کرده ایم. راجع به تماس با دیگران بالتبع اگر تماسی در میان نبود، نامه به این شکلی که منتشر شده، ارسال و رسانه ای نمی شود. اگرچه اصول تشکیلاتی و تشخیص امضا کنندگان نامه در اولویت است و نظر افرادی که در جریان این نامه بودند، همان امضا کنندگان و همین محتوای نامه است.

– شما در بخشی از نامه به نوعی از پیروزی جو بایدن مطمئن هستید و می نویسید که ما امیدوار هستیم که در مذاکرات با جمهوری اسلامی حضور داشته باشیم، در این باره چه می گویید؟

همان طور که در جواب های قبلی اشاره کردم، این نامه به یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری آینده آمریکا نوشته شده و ما در مقام پیش بینی و قطعیت انتخاب ایشان به ریاست جمهوری آمریکا نبوده ایم. هر آن چه در نامه آمده است، تنها یادآوری وضعیت سیاسی و دیپلماتیک ایران و حساسیت های بخشی از اپوزیسیون است. به نظرم این نکته که ما خواستار حضور در هر نوعی از مذاکرات با جمهوری اسلامی هستیم، یکی از نقاط قوت و تاثیرگذاری اپوزیسیون است که در کنار دیگر روش های مبارزاتی می تواند بر تحقق اهداف دمکراتیک و ضدجمهوری اسلامی در عرصه های دیپلماتیک و سیاست امریکا راجع به ایران موثر باشد.

– فکر نمی کنید که حزب مشروطه ایران با نوشتن چنین نامه ای به نماینده حزب دمکرات امریکا برای گفتگو در میان نیروهای مخالف برانداز اپوزیسیون درون و برون ایران به نیرویی سازشکار متهم شود و ضربه به خود بزند؟

نه من این چنین فکر نمی کنم. کسی یا حزبی که سودای سازشکاری دارد، در رفتار و نامه نگاری آن را به نحو بارز نشان می دهد. شما اگر با دقت نامه را بخوانید می بینید که چیزی که در آن جریان دارد، رساندن صدای اپوزیسیون برانداز و حفظ منافع ملی ایران و افشای ماهیت و صورت خشن، ضدملی و غیر دمکراتیک جمهوری اسلامی است. بند بند این نامه اتفاقا در مقابل هرگونه سازش با جمهوری اسلامی و هشدار بر هرگونه سازش احتمالی کاندید حزب دمکرات آمریکا با جمهوری اسلامی است.

– به جز تعدادی از مسئولین و اعضای حزب مشروطه ایران که نامه را امضا کردند، ده ها فعال مستقل دیگر هم نامه را امضا کردند. فکر می کنید چرا اینقدر حمله ها به سمت شما صورت گرفت؟ فکر می کنید  نشان دهنده اهمیت عملکرد حزب مشروطه است؟

براى پاسخ به این پرسش باید روابط در هم پیچیده فعالین سیاسى و سازمان ها را با یکدیگر بررسى کرد. حزب مشروطه ایران در میان احزاب ایرانى تنها حزبى است که در خارج از ایران تشکیل شده و ٢٧ سال است که فعالیت مستمر برعلیه جمهورى اسلامى را در پرونده خود ثبت کرده. در این سال ها ما موج سوارى را فعالیت سیاسى بشمار نیاورده ایم.

– انتقاد دیگری  که نیروهای مخالف دیگر در اپوزیسیون به شما دارند این است شما می خواهید نقش لابی را در امریکا بازی کنید یعنی  همان نقش نایاک را به عهده بگیرید و این حتی در بین نیروهای مشروطه خواهی شکافی ایجاد کرده است،  در این باره چه می گویید؟ 

در رفتارهای سیاسی امروزه، لابی گری و ایجاد کانال های ارتباطی برای ارائه نظریات سیاسی و پیشبرد اهداف دمکراتیک و حزبی، یکی از اساسی ترین فعالیت های پذیرفته شده سیاسی است؛ لابی گری منحصر به نامه نگاری نیست و رفتارها و برخوردهای دیگری چون حضور در جلسات نمایندگان پارلمان ها، مشاوره و هم اندیشی با سیاست مداران و… را جزو لابی گری می دانند. هم چنان که در اپوزیسیون ایران لابی گری منحصر به حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) نبوده و هر سازمانی، حزبی یا شخصی که به این نتیجه برسد که از راه لابی گری می تواند اهداف سیاسی و تشکیلاتی خود را پیش ببرد، می تواند به لابی گری بپردازد. نایاک هم به عنوان لابی جمهوری اسلامی است و به نظرم شبیه سازی لابی گری در اپوزیسیون با این نهاد جمهوری اسلامی دور از انصاف و واقع بینی سیاسی است.

برای دیدن نام امضا کنندگان لطفا  لینک نامه انگلیسی در وبسایت را دنبال کنید.

برگرفته از اختر نیوز